ایمان یادگاری

نام اصلی بیماری ام اس مالتیپل اسکلروز به معنی تصلب متعدد است که حروف اختصاری آن ام.اس می‌باشد. این بیماری یک بیماری مزمن دستگاه اعصاب مرکزی است که در حال حاضر حدود دو میلیون نفر در سراسر جهان به آن مبتلا هستند. بحث های زیادی مطرح شده مبنی بر اینکه آیا بیماری ام اس در تمام طول تاریخ بشر را گرفتار میساخته یا فقط از حدود دویست سال پیش مطرح شده است. و نتیجه آنکه در کتب پزشکان قدیم از بیماری یاد شده که علائم مشابه به بیماری ام اس را دارند اما به طور قطع نمیتوان گفت که آن بیماری همین ام اس اکنون است اما به هر حال برای اولین بار توصیف بالینی ام اس توسط دکتر ژان کروویلیه ارائه شد وی این بیماری را فلج بر اثر تحلیل و از بین رفتن رشته های خاکستری نخاع توصیف نمود. اما سالها بعد یک پزشک عصب شناس آمریکایی به نام ویلیام هاموند نام مالتیپل سربرال اسکلروز را برای این بیماری برگزید و در طی سالهای بعد این نام کوتاهتر شد و به مالتیپل اسکلروز تغییر یافت. بیماری ام اس اصولا باعث کرخت شدن یا فلج شدن پاها و کوری چشم و در بعضی موارد آسیب به سایر اعضای بدن میشود.که تمامی این علائم زندگی فرد را مختل کرده و او را تا حدی در فعالیتهای روزمره دچار عجز و ناتوانی میکند بیماری ام اس بین زنان شایعتر از مردان است و نسبت آن سه به دو میباشد.

بیماری ام اس چگونه به وجود می‌آید؟

الف) نظریه های قدیمی :

اگرچه هنوز علل بیماری ام اس برای دانشمندان به طور کامل و واضح مشخص نیست و هنوز با وجود تحقیقات بسیار علل این بیماری در ابهام به سر میبرد ولی قابل ذکر است که این بیماری یک بیماری CNS یا مغز ونخاع است که در طی این بیماری غلاف میلین عصبهای CNS از بین میرود. البته در سال 1835 دکتر کروویلیه بیان نمود که عدم توانایی بعضی از افراد در عرق کردن باعث این بیماری میشود اما پزشکان امروزه میدانند که گرچه حرارت و هوای گرم میتواند باعث تشدید علائم شود اما علت آن نیست سالها بعد شارکو ادعا کرد که هوای سرد و مشکلات روحی و هیجانی یا ابتلا قبلی به ویروس و عفونتهایی مثل حصبه یا آبله میتواند باعث بروز ام اس شود. گرچه پزشکان امروزی معتقدند که در معرض هوای سرد قرار گرفتن و یا مشکلات روحی روند پیشرفت بیماری را تسریع میکند اما علت بیماری نیست اما این عقیده که وجود عفونت در بدن ام اس را بوجود می‌آورد هنوز تحت بررسی و آزمایش است و به نتیجه نیز رسیده است و ممکن است واقعا ثابت شود که این مسئله یک علت زمینه‌ای شروع کننده بیماری میباشد.

نظریه دیگر در این باره اظهارات زیگموند فروید است. او که نظریه ناخودآگاه را بیان کرده بود و سالها روی هیستیری کار میکرد اینگونه بیان کرد که چیزی با نام هیستیری زنانه مسئول بروز ام اس میشود. با این حال تحقیقات نشان میدهد که نه مشکلات روحی و نه روند تفکر باعث بروز بیماری ام اس نمیشود. سایر نظریه های قدیمی درباره اماس عبارتند از وجود سمومی در محیط مانند سرب – مس – نیکل – جیوه یا کمبود ویتامینها – رژیم غذایی حاوی چربی حیوانی زیاد - آلرژی‌ها و حساسیت‌ها – وجود لخته خون در مغز و ... که هیچ یک هنوز به اثبات نرسیده است.

ب) نظریه های جدید:

امروزه تحقیقات دانشمندان درمورد علت پیدایش ام اس هم بر روی عوامل خارجی زمینه ای که ممکن است باعث شروع این بیماری شود و هم بر روی تغییراتی که در سیستم عصبی ایجاد میشود و باعث بروز مشکلات نیشود متمرکز شده است. بر طبق اظهار نظر انجمن ملی ام اس آمریکا در حالیکه علل اصلی ایجاد بیماری هنوز ناشناخته است بیشتر تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که چندین عامل با همکاری یکدیگر موجب بروز این بیماری میشوند که این عوامل عبارتند از : سیستم ایمنی بدن ،وراثت و بعضی از عوامل محیطی مثل ابتلا قبلی به عفونتهای ویروسی و عوامل اقتصادی اجتماعی.

سیستم ایمنی بدن :

قبل از آنکه به سیستم ایمنی بدن بپردازیم توضیحی مختصر درباره غلاف میلین ارائه میدهیم:

غلاف میلین یک ماده پروتئینی و چربی فسفردار سفید رنگ است که بعضی از آکسونها را به صورت یک غلاف ناپیوسته میپوشانددر واقع همین ماده است که باعث رنگ سفید برخی اعصاب و بعضی مناطق مغز و نخاع میشود. در آکسونهای میلین دار به فواصل مساوی گسستگی هایی دیده میشود که به این نواحی گره رانویه گفته میشود. در این نواحی غشای آکسون فاقد میلین است. کار اصلی غلاف میلین سرعت بخشیدن به موج پتانسیل عمل است. بیشتر نورونهای مغزی و نخاعی و تعدادی از عصبهای محیطی پوشیده از میلین میباشند. در سیستم اعصاب مرکزی ساخت غلاف میلین به عهده سلولهای الیگودندروگلیا ودر اعصاب محیطی به عهده سلولهای شوآن میباشد. این سلولها به دور نورون می‌پیچند و غلاف را به وجود می‌آورند.

در طی سالهای گذشته پزشکان شواهد بسیاری در مورد نقش سیستم ایمنی بدن و علل احتمالی شروع بیماری ام اس بدست آوردند. امروزه متخصصین میدانند که سیستم ایمنی بدن دارای مجموعه‌ای از سلولها و مواد شیمیایی است. بعضی از مهمترین اجرای سیستم ایمنی بدن عبارتند از: گلبولهای سفید خون‌، آنتی بادیها و مواد شیمیایی که اصطلاحا سیتوکاین گفته میشود که فعالیتهای سلولهای ایمنی را تنظیم میکند.

دانشمندان عقیده دارند که انواعی از گلبولهای سفید با نام لنفوسیتهای T و لنفوسیتهای B در ایجاد بیماری ام اس نقش بسزایی دارند. لنفوسیت T بطور طبیعی در خون گردش میکند و به قسمتهای مختلفی از بدن میرود تا به اجسام خارجی مثل ویروسها و باکتریها حمله نموده وآنها را از بین ببرند.

به طور کل میتوان سیستم ایمنی بدن به دو دسته تقسیم میشود:

۱- هومورال: در این قسمت لنفوسیت B آنتی بادی علیه آنتی ژن ترشح میکند. فابل ذکر است که لنفوسیت B برای این کار نیاز به لنفوسیت T دارد.

۲- سلولار: این قسمت به عهده لنفوسیت T سیتوتوکسیک و بیگانه خوارها است.

لنفوسیت T به دو دسته تقسیم میشود:

۱- لنفوسیت T کمکی: مسئول شناسایی وجود آنتی ژنها در بدن هستند و باعث تحریک سایر گلبولهای سفید در ترشح آنتی بادی و خنثی کردن یا از بین بردن آنتی ژنها میشوند. در آزمایشهایی که انجام شده نشان داده شده که بیماران مبتلا به

ام اس بطور غیر طبیعی دارای تعداد زیادی لنفسیتهای کمک کننده در میلین و در مایع مغزی و نخاعی هستند. همچنین این لنفوست به لنفوسیت B برای واکنش کمک میکند ( هومورال).

۲- لنفوسیت T سیتوتوکسیک که به سلولهای آلوده به ویروس و باکتری داخل سلولی و خارج سلولی حمله میکنند.

لنفوسیت T معمولا ( به جز مواقع ضروری) وارد مغز نمیشوند زیرا سدی با نام سد خونی مغزی وجود دارد که از مرود بسیاری از اجسام جلوگیری میکند. با این حال در بیماری ام اس لنفوسیت T به طریقی از سد خونی مغزی عبور کرده و به میلین بعضی از عصبها حمله میکند. محققین به طور قطع نمیدانند که چرا سیستم ایمنی به غلاف میلین حمله میکنند ولی چند دلیل را مطرح کرده که در قسمت ویروسها توضیح خواهم داد.

وراثت و عوامل ژنتیکی:

خطر وقوع ام اس در خویشاوندان درجه یک (خواهر- برادر-پدر-مادر) و درجه دو (عمه –عمو- خاله- دایی) فرد، نسبت به دیگر افراد جامعه بیشتر است این نشانه تاثیر ژنتیک بر بیماری ام اس است.بیماری ام اس در دوقلوهای یک تخمکی که از لحاظ ژنتیکی بسیار شبه به یکدیگرند حدود ٣٠% و در دوقلوهای غیر همسان حدود۵-۳ % است. به عبارت دیگر در یک محیط یکسان عامل ژنتیک میتواند ده برابر احتمال ابتلا به ام اس را بیشتر کند.باید این نکته را یادآور شد که عوامل ژنتیکی به تنهایی عامل ایجاد کننده این بیماری نیست و عوامل متعدد دیگر به همراه استعداد ژنتیک در بروز بیماری موثرند. علت وقوع ام اس را به صورت فامیلی ناشی از ژنهای مشترک ، محیط مشترک یا هر دو عامل میدانند. به این امید که ژنهای مسئول بروز بیماری به طور دقیق مشخص شود تا کنون حدود 20 ژن مختلف برای این بیماری شناسایی شده است.

عفونتهای ویروسی:

پزشکان از اوایل قرن بیستم به نقش ویروسها در ابتلا افراد به بیماری ام اس مشکوک بودند و یکی از نخستین پزشکانی که این نظریه را مطرح کرد دکتر بالوک بودکه در سال 1913 میلادی گزارش کرد که با تزریق مایع مغزی نخاعی بیماران مبتلا به ام اس به خرگوشها و خوکچه های هندی باعث شده است که این حیوانات نیز مبتلا به این بیماری شوند. او معتقد بود که مایع مغزی نخاعی این افراد دارای ویروسی است که مسبب این بیماری میباشد. هرچند آزمایشات بعدی نیز همان نتیجه را داد اما نه دکتر بالوک و نه هیچ کس دیگر نتوانستند ثابت کنند که عوامل عفونی در مایع مغزی و نخاعی افراد مبتلا به ام اس وجود دارد. علاوه برآن تحقیقات اخیر نتوانسته ثابت کند که این بیماری میتواند به حیوانات منتقل شود یا بالعکس. با این حال ویروسهایی که امکان داشت در ایجاد بیماری ام اس دخیل باشد عبارتنداز: ویروس سرخک – اوریون – هاری – آنفولانزا – اپشتاین بار. بسیاری از بیماران مبتلا به ام اس دارای آنتی بادیهایی بر علیه یک یا چند ویروس فوق بودند. اما در ماه ژانویه سال 2002 میلادی دکتر آشریو و همکارانش کشف نمودند که ویروسی به نام اپشتاین بار که باعث بروز بیماری منونوکلئوز عفونی میشود در خون بسیاری از افراد مبتلا به ام اس دیده میشود. این ویروس ریز از راه تنفس و آب دهان وارد بدن میشود. دانشمندان چندین علل احتمالی بیان کردند که رابطه وجود ویروس و از بین رفتن غلاف میلین را نشان میدهد:

۱- نظریه ای که اخیرا اعلام شده این است که شاید ویروسی که در ایجاد بیماری ام اس دخیل است حاوی مادهخ شیمیایی شبیه به میلین باشد به محض اینکه سیستم ایمنی بدن بر علیه ویروس آنتی بادی ترشح کرد این آنتی بادیها اشتباها به جای ویروس میلین را به عنوان یک جسم خارجی شناسایی نموده و به آن حمله میکند.

۲- نظریه دیگر اینست که عفونت ویروسی باعث ناتوان کردن سیستم ایمنی بدن میشود و در نتیجه این سیستم قادر به تشخیص تفاوتهای بین میلین خود بدن واجسام خارجی نبوده و به آن حمله میکنند.

٣- نظریه دیگر بیانگر آنست که عفونت ویروسی به غلاف میلین میچسبد و در زمان حمله سیستم ایمنی بدن به ویروس به غلاف میلین نیز صدمه میزند.

تذکر: ویروسها تا قبل از ۱۵ سالگی وارد بدن میشود و اولین علایم از سن ۱۵ تا ۴۵ سال ظاهر میشود.

سایر عواملی که باعث تسریع روند بیماری میشود عبارتند از:

خستگی : این اختلال در شروع بیماری آغاز میشود و در طول سیر بیماری باقی می‌ماند. فعالیتهای فیزیکی و افکار ناامید کننده میتواند خستگی را تشدید کند. خواب کوتاه مدت خستگی را کاهش میدهد ولی خواب زیاد اثر عکس دارد.خستگی اصولا در بعد از ظهرها و عصرها بیشتر است. خستگی آنقدر در این بیماران زیاد است که اگر ضعف و خستگی نباشد باید به تشخیص ام اس شک کرد. بهترین راه حل برای رفع خستگی نوشیدن مایعات خنک، تغذیه مناسب، کنترل وزن و دوش آب سرد است.

حساسیت به گرما: افزایش حرارت محیط و بدن فرد احساس خستگی میکند و این خستگی باعث تشدید علائم میشود.

سن: وقوع بیماری در کودکی نادر است. با افزایش سن شیوع آن بالا میرود و در ٣٠ سالگی به حداکثر خود میرسد و تا ۴٠ سالگی باقی میماند و پس از ۶۰ سالگی بروز آن کم میشود. قابل ذکر است که سن ابتلا به ام اس در زنان نسبت به مردان پایین تر است.

جنس: بیماری ام اس در بین زنان شایع تر از مردان است و شیوع آن سه یا دو برابر مردان است.

استرس: استرس، ناراحتی و هیجانات روحی زمینه ساز تشدید علائم این بیماری است و به نقش کاهش استرس در بیماران مبتلا به ام اس به اندازه نقش دارو تاکید شده است.

علائم بیماری ام اس:

این علایم بطور کلی عبارتند از : دوبینی، مورمور شدن انگشتان دست وپا، حالت برق گرفتگی لحظه‌ای در بدن، یخ زدگی قسمتی از بدن یا داغ شدن قسمتی از آن، عدم هماهنگی اعضا خصوصا پاها، عصبی شدن بی‌مورد، خواب زیاد، لخت شدن بدن، تنبلی و بیحسی، خستگی زودرس، ضعف عمومی بدن، اسپاسم ماهیچه‌ای، سنگینی سر وبدن، دفع بیش از حد ادرار، یبوست و ...

اما پزشکان علایم بیماری ام اس را به سه دسته تقسیم میکنند:

۱- علایم اولیه: علایمی هستند که مستقیما بر اثر از بین رفتن میلین‌ها در اعصاب خاصی به وجود می‌آیند مثل بروز اختلالات بینایی بر اثر ازبین رفتن میلینهای اعصاب چشمی.

۲- علایم ثانویه: عوارضی هستند که بر اثر عوامل اولیه به وجود می‌آیند مثل اینکه مشکل اولیه فلج شدن عضلات میتواند منجر به بروز علامت ثانویه لاغر شدن عضله شود.

۳-علایم ثالثیه: عوارض روحی، روانی و اجتماعی هستند که بر اثر علایم و مشکلات اولیه و ثانویه ایجاد میشود. برای مثال بیماری که قادر به راه رفتن نباشد ممکن است شغلش را از دست بدهد و سپس دچار افسردگی شود.

درد در قسمتهای مختلف بدن یکی از علایم اولیه بیماری ام اس است درد میتواند بصورت احساس سوزش باشد و یا اینکه به شکل یک درد ناگهانی همچون برق گرفتگی از پشت سر تا پایین ستون فقرات احساس شود.این نوع درد را اصطلاحا علامت لرمیت مینامند.

اما شایعترین اختلالات ذهنی که بیماران مبتلا به ام اس دچار آن میشوند: اختلال در تمرکز فکر، عدم یادگیری چیزهای جدید و اختلالات حافظه است. نکته مهم اینست که برای تشخیص بیماریهای همراه ام اس مانند افسردگی علل متفاوتی دارد برای مثال اگر افسردگی به خاطر ازبین رفتن مستقیم عصبهای مربوط به کنترل هیجانات واحساسات باشد جزء علایم اولیه و اگر بخاطر عجز و ناتوانی در زندگی روزمره افسردگی به وجود بیاید جزء علایم ثانویه یا ثالثیه میباشد.


برچسب‌ها: ام اس
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/10/27 توسط iman yadegari
قالب وبلاگ